رئیس شورای اسلامی باویل سفلی : ناصر موذنی باویل
معاون شورای اسلامی باویل سفلی : رحیم عفیفی باویل
اعضای شورای اسلامی باویل سفلی : مهندس ابراهیم فرج زاده باویل
اعضای شورای اسلامی باویل سفلی : داوود سفلائی باویل
دهیار محترم باویل: محمد منافی باویل
از نظر تاریخ خلقت ، آفرینش انسان زودتر بوده یا جن ؟
از اخبار بسیاری این چنین استفاده می شود که قبل از خلقت آدم ابوالبشر (ع) در روی کره خاکی ، طایفه جن می زیستند . آنها هفت هزار سال پس از زندگی در زمین بخاطر عصیان و نافرمانیشان مورد قهر خداوند قرار گرفتند . از جمله گناهان بزرگ ایشان ، فساد و قتل نفس در روی زمین بود . اگرچه بزرگان معنوی آنها ، ایشان را بسیار موعظه می کردند ولی فسّاق و گناهکاران از پند و اندرز بزرگان خود پند نمی گرفتند تا اینکه مشیت خداوند بر این قرار گرفت که آنان را عذاب فرماید .
چرا که هدف خداوند از خلقت انسان و جن عبادتش می باشد « وَ ما خَلَقتَ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلّا لِیَعبُدون » تا اینکه به فرمان الهی ، ملائکه آسمانها بر زمین نازل شدند و بسیاری از متمردین اجنه را کشتند و گروهی از اجنه را به اسارت بردند که از جمله آن اسراء ، شیطان رجیم بود . نام اصلی شیطان « عزازیل » است . این جنیان در بند اسارت مشغول عبادت حق تعالی شدند و در میان آنان ، عزازیل ( شیطان ) گوی سبقت را از دیگران ربوده بود به طوریکه دو رکعت نماز او شش هزار سال و به روایتی چهار هزار سال به طول انجامید و به خاطر همین کثرت عبادت ، مقام والائی در بین ملائکه و جنیان پیدا کرد.
متوسط عمر اجنه چند سال می باشد ؟
اجنه دارای عمر بسیار طولانی می باشند که انسانها چنین عمری ندارند . طولانی ترین عمر در میان اجنه مربوط به شیطان است ، چرا که او هزاران سال قبل از خلقت آدم ابوالبشر (ع) آفریده شده بود و تا روز قیامت هم زنده خواهد بود البته در بعضی از کتب روائی ما وارد شده که پایان عمر شیطان رجیم تا زمان ظهور حضرت مهدی موعود (عج) خواهد بود که حضرت صاحب الامر (ع) پس از ظهور خود ، آن ملعون را احضار می کند و با شمشیر گردنش را می زند و به عمر ننگین او پایان می دهد .
وقتی شیطان از اطاعت خدا سرپیچی نمود و بر حضرت آدم (ع) سجده ننمود از درگاه خداوند متعال طرد شد . شیطان مطرود از خداوند باری تعالی بخاطر آن همه عبادتش اجر و مزدی طلب نمود ، تقاضای وی از درگاه احدیت این بود که او را تا روز قیامت زنده نگاه دارد و عمرش را طولانی کند چنانکه در قرآن کریم به همین مطلب اشاره شده :
« قال أَنظِرنی إِلی یَومِ یُبعَثُونَ قَالَ إِنَّکَ مِنَ المُنظَرینَ » ، « شیطان گفت : مرا تا روزی که مردم برانگیخته می شوند مهلت ده و زنده بگذار ، خداوند فرمود : تو از مهلت داده شدگانی »
از جمله جنیانی که مدت عمرش در روایات ذکر شده « هام » از فرزندان شیطان است . هام بن هیم بن لاقیس بن ابلیس از طایفه جن بود . او خدمت رسول خدا (ص) مشرف شد ، پیامبر اکرم (ص) فرمود : عمرت چقدر است ؟ عرض کرد : زمانی که قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند ، من طفل بودم و در گروه کافران قرار داشتم تا اینکه در زمان حضرت نوح (ع) به دست حضرتش توبه نموده و مسلمان شدم و خدمت پیغمبرانی چون حضرت هود ، ادریس ، ابراهیم ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب ، یوسف ، موسی ، یوشع بن نون ، داود ، طالوت ، سلیمان ، آصف بن برخیا و عیسی علیهم السلام رسیدم ، در نزد بعضی از ایشان صحف الهی را تعلیم دیده ام و با ایشان صحبت کرده و نماز خوانده ام و از شما تقاضا دارم چیزی از قرآن به من آموزش دهید و از ضروریات و مسائل دین خود به من بیاموزید . اصبغ بن نباته می گوید : پس از گذشت مدتی از این جریان ، از حضرت علی (ع) پرسیدم : از هام چه خبر ؟ فرمود : هام کشته شده و او را دعا کرد .
« زعفر جنی » بزرگ و رئیس شیعیان جن بوده است . او در زمان حیات رسول اکرم (ص) مسلمان شد و در کربلا محضر امام حسین (ع) رسید و از حضرت تقاضا نمود تا ایشان را در جنگ یاری کند ، ولی حضرت اجازه ندادند تا اینکه در زمان حیات مرجع بزرگ آیت الله بروجردی (ره) دار فانی را وداع گفت ، پس از فوت زعفر جنی که شیعه و عاشق اهل بیت (ع) بود به دستور علما ، مجالس ختمی در بسیاری از روستاها و شهرهای ایران برگزار شد . در شهر مقدس قم هم علما ، مجالس ترحیم برای زعفر برپا نمودند و لباس عزا بر تن کردند .
مدیر سایت : مرتضی خلیل زاده باویل
دهیار محترم : محمد منافی باویل
همکاری در به روز رسانی سایت : ابوالفضل صالحی باویل
مشاور در مورد مطالب و جمع آوری اطلاعات : علیرضا سپهری فر
نکتهٔ مهم دیگر شناخت وضع مناطق داخلی ایران در زمان شکلگیری و رواج تمدنهای کهن است. یعنی فهم اینکه در زمان تمدنها و دولتهای باستانی چون سومر، کلده، اور، بابل، آشور، اورارتو و نظائر آن، وضع این مناطق داخلی فلات ایران، که مجزا از منطقه مستقیم تحت حاکمیت این تمدنها و دولتها بودهاست، به چه نحوی جریان داشته است؟
محتویات |
ایران پیش از آریاییان
پیش از آریاییان تمدنهای شهر سوخته (در سیستان)، تمدن ایلام (در شمال خوزستان)، تمدن جیرفت (در کرمان)، تمدن ساکنان تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان (در نهاوند) و تمدن کاسیها (در كرمانشاه و لرستان) و تپورها در تبرستان (مازندران)در سرزمین ایران بودند.
ایلامیان یا عیلامیها از هزاره چهارم پ. م. تا هزاره نخست پ. م.، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی پشتهٔ ایران فرمانروایی کردند. به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسلهٔ عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهمترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پ. م. است. تا پیش از ورود مادها و پارسها، تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.
دانش پژوهشیهای نوین نشان می دهد که عنصر ایرانی زبان همواره در میان تیرههای به اصطلاح آسیانیک دخیل بوده اند.[۱]
ایران و آریاییان
نظریهای که امروز بیش از هر نظریهٔ دیگری در میان صاحبنظران مقبول است اینست که قبایلی که خود را آریایی (آریایی در زبان ایشان به معنی شریف یا نجیب بود) میخوانندند در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد (در این تاریخ اختلاف بسیار است) به فلات ایران سرازیر شدند. از بررسی اساطیر و زبان ایشان برمیآید که ایشان خویشاوندی نزدیک با هندیان داشتند و گویا پیش از آمدن آنان به ایران و مهاجرت دستهٔ دیگر به هند با هم میزیستند. به هر حال آنچه مسلم است اینست که هر دو دسته خود را آریایی میخواندند.
بخشبندی تاریخ ایران
نکتهٔ دیگر آنکه معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم میکنند.
دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز میشود و شامل سلسلههای پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، ملوکالطوایفی (اشکانیان) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطورهای از تاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذیقیمت مردمشناسانه و اسطورهشناسانهاست.
روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافتههای باستانشناسی (شامل کتیبهها و سکهها) و به طور کلی روایتی مدرن و علمیاست. در این روایت خاندانهای پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان.
شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سیام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ه.ق(=۱۳۰۴ه.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان میباشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کردهاند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان و نادر شاه را میتوان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیگران طاهریان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، بویهـیان، خوارزمشـاهیان، قرهقویونلویان، آققویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندانهای کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند.[۲]
در زمینه دودمانها باید این را به اشاره یادآوری کرد که در یک دوره که آل جلایر نیز بر بخشهایی از ایرانزمین فرمان میراندند، حدود بیست دودمان بر ایران فرمانروا بودند.
دودمانهای دوران پیش از اسلام
- ماد (آغاز قرن هشتم ق. م.۵۵۰ ق. م.) بنیانگذار (دیاکو) (هووخشتره)
- هخامنشی (۵۵۹ ق. م.- ۳۳۰ ق. م.) بنیانگذار کوروش شهریار معروف داریوش
- سلوکیان (۳۳۰ ق. م.- ۱۲۹ ق. م.) بنیانگذار سلوکوس یکم
- اشکانیان (۲۵۶ ق. م.- ۲۲۴ م.) بنیانگذار اشک یکم شهریاران بزرگ مهرداد یکم ارد یا اشک سیزدهم
- ساسانیان (۲۲۴ م.۶۵۲ م.) بنیانگذار (اردشیر بابکان) شهریاران بزرگ شاپور ۱، شاپور دوم و انوشیروان دادگر.
دودمانهای دوران پس از اسلام
- طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیانگذار طاهر ذوالیمینین
- صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیانگذار یعقوب لیث
- سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیانگذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد
- زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیانگذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر
- بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیانگذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله
- غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیانگذار سلطان محمود غزنوی
- سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۹۰ ه. ق.) بنیانگذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
- خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیانگذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه
- ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیانگذار هولاکو خان
- تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیانگذار تیمور گورکانی
- صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیانگذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس
- افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیانگذار نادرشاه
- زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیانگذار کریم خان زند
- قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیانگذار آغا محمد خان
- سلسله پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیانگذار رضا شاه
- جمهوری اسلامی (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیانگذار روحالله خمینی
تاریخچه زمین
زمین در بدو پیدایش حدود 4.5 میلیارد سال پیش بصورت کرهای از مواد داغ و نیمه مذاب بود به حجم 2000 برابر بزرگتر از زمین کنونی . بتدریج عناصر سنگینتر تهنشین شده و هسته فلزی را بوجود آوردند و در عین حال عناصر سبکتر به سطوح فوقانی آمده و جبه و پوسته را تشکیل دادند. پس از گذشت چند میلیارد سال ، زمین سرد شد، سطح زمین جامد گشت ، جو زمین شکل گرفت . پس از یک میلیارد سال ، زمین به اندازه کافی سرد شده بود تا بخار آب موجود در جو متراکم شده و قطرات آب را بوجود آورد. این قطرات آب میلیونها سال به شکل باران شدید به سطح زمین افتاده ، باعث پاک شدن جو زمین و بوجود آمدن اقیانوس شدند. تکامل زمین هنوز هم ادامه دارد: پوسته زمین توسط فورانهای آتشفشانی در کف اقیانوسها نوسازی شده ، دائما بر اثر زمین لرزهها و حرکتهای قارهای در حال تغییر و تحول است. زمین انحرافی 23.5 درجه ای از محور عمود دارد که موجب تولید فصول می شود. تناسب گازهای مختلف در جو زمین نیز بر اثر دخالتهای انسان به آرامی در حال تغییر است.
حرکت زمین به شکل یک پوسته سنگی متشکل از 12 صفحه مجزاست. هر یک از قارهها روی یک یا چند صفحه قرار گرفتهاند. این صفحات با سرعتی شبیه به سرعت رشد ناخنهای انسان در حال حرکت هستند. صفحههای جامد ، روی سنگهای نیمه مذاب به حالت شناور هستند که خود این سنگهای نیمه مذاب توسط جریانهای داغی که از هسته فلزی زمین فوران میکنند، تکان خورده و باعث حرکت صفحهها در سطح زمین میشوند.
نگاهي به تاريخچه پيدايش تقويم
انسانهاي اوليه براي محاسبه زمان و نشان دادن گذشت آن، روي درختها و ديوارها خط مي كشيدند، سنگ ريزه در جايي مي گذاشتند و يا به طريقي در جايي علامتهاي خاص را قرار مي دادند يا مي ساختند و وقايع مهم طبيعي، خانوادگي و قبيله اي را به اين طريق ثبت مي كردند.
در آغاز، بنا به روايت انسان شناسها، مدت زمان با روز حساب مي شد كه از غروب آفتاب تا غروب آفتاب روز بعد و يا از طلوع آفتاب تا طلوع آفتاب روز بعد حساب مي شد. در آن زمان به دليل اينكه بشر تغييرات فيزيكي قابل مشاهده در ماه را مي ديد، احساس مي كرد كه چيز خوبي براي محاسبه و نگه داشتن گذشت زمان پيدا نموده است. سپس به تدريج دوره هاي فصلي ايجاد گرديد. (باران، گرما، خشكي، سرما) و بكار بردن اعداد ضروري گرديد. بشر كشف كرد كه بعضي اعداد مانند 12 به سادگي قابل تقسيم به قسمتهاي كوچك تر مي باشد و بعضي ها مثل 13 به هيچ وجه قابل تقسيم نمي باشند. لذا عدد 12 يك عدد مناسب براي تقسيم زمان به واحدهاي كوچك تر گرديد كه با اين محاسبه، 12 ماه را يك سال ناميدند. با گذشت زمان و پيشرفت علم و اختراع وسايل جديد، تقويم نيز پيشرفت كرده و دقيق تر گرديد. طلوع و غروب خورشيد، حركات ماه و ستارگان زمين بيشتر مورد مطالعه قرار مي گرفت و اهميت فصلها بيشتر نمايان مي شد. مصري ها كه بنيان گذار تقويم در تاريخ بشر هستند، تقويم فصلي را پذيرفتند و به خصوص براي ايام شكرگزاري و كشاورزي در موقع زياد شدن آب رود نيل، زمان خاصي را تعيين كردند و تقويم خود را براساس گردش خورشيد بنا نهادند. سال را نيز به 12 ماه تقسيم نموده و هر ما ه را به 30 روز كه 5 روز باقي مانده را در آخر سال به جشن و شكرگزاري مي گذراندند. و از اين زمان به بعد ، تقويم خورشيدي ايجاد گرديد. اين تقويم از چهار هزار سال پيش از ميلاد مسيح ايجاد گرديد كه شروع سال از اول پاييز بود و همين تقويم بود كه به شرق و غرب برده شد و به نامهاي مختلف مشهورگرديد.
روميان كه در اوائل از تقويم قمري استفاده مي كردند و سال را به 5 ماه قمري سپس به 10 ماه قمري تقسيم نموده بودند چون شمارش اعداد 5 يا 10 از روي انگشتان دست براي آنان آسان بود در سال 714 پيش از ميلاد نوماپوپيليوس (Numa Pompilius) وظيفه هماهنگ كردن حركات خورشيد و ماه بر اساس تقويم 10 ماهه دو ماه جديد ژانويه (January) و فوريه (February) را معرفي نمود. چون سال از ماه مارس شروع مي شد، لذا ماههاي ژانويه و فوريه ماههاي 11 و 12 معرفي گرديدند و به همين دليل است كه مي بينيم دسامبر به معني 10، نوامبر به معني 9، اكتبر به معني 8 و سپتامبر به معني 7 مي باشد.
هر تقويمي مي بايست نقطه شروعي داشته باشد. حكم رانان از خود راضي و مغرور و جاه طلب گذشته، شروع سال را از روي تولد خود و يا روز به قدرت رسيدن خود تعيين مي كردند. درحالي كه ستاره شناسان اظهار مي دارند كه شروع سال بايد آغاز يك فصل باشد ولي كليسا ادعا داشت كه شروع سال بايستي عيد پاك باشد. پاپليوس (Pompilius) روز 25 مارس را كه آغاز فصل بهار بود، بعنوان شروع سال تقويم رومي معرفي كرد.
اين روش تا سال 153 قبل از ميلاد رواج داشت و هنوز هم در بيشتر ممالك از جمله ايران، مورد استفاده است. 180 سال قبل، انگلستان و آمريكا شروع سال را از 25 مارس به اول ژانويه تغيير دادند. تقويم فعلي را ژوليوس سزار (Julius Caesar) پس از فتح مصر و آوردن ستاره شناس مشهور (Sosigens) به روم در سال 46 پيش از ميلاد تغيير داد. تقويم جديد رومي داراي يك سيستم منظم علمي مبتني بر حركات خورشيد بود. طول سال در اين تقويم 4/1/365 روز تعيين گرديد كه بر 12 ماه تقسيم مي شد. ماههاي فرد داراي 31 روز و ماههاي زوج داراي 30 روز و ماه فوريه در مواقع كبيسه 29 روز بود.
از آنجا كه در تقويم هاي قبلي سال از 25 مارس شروع مي شده و ماه فوريه آخرين ماه بود، در تقويم جديد نيز ماه فوريه بعنوان ماه تغيير، تعيين گرديد. ضمناً فوريه به معني خالص كردن نيز مي باشد. همچنين مقرر گرديد كه هر چهار سال يك روز به تقويم اضافه شود، يعني سه سال داراي 365 روز و سال چهارم 366 روز باشد.
مجلس سناي روم بخاطر كارهاي جوليوس سزار در امر بنيانگذاري تقويم جديد رومي، ماه هفتم سال را با اقتباس از جوليوس، جولاي نامگذاري نمودند. سپس ماه ششم هم به اقتباس از نام آگوستس (Augustus) كه برادرزاده ژوليوس بود، بنام آگوست نامگذاري كردند. بعد از ملكه آگوستس تقويم آن زمان تا سيصد سال بدون تغيير باقي ماند. اگرچه در طي اين مدت كريسمس نيز بعنوان عاملي در تقويم مطرح گرديد، عامل جديد ديگر، هفته بود كه براي روميان ناشناخته بود و توسط تمدن و فرهنگ يهود عرضه گرديد.
در سال 321، كنستانتين كبير، تقسيم بندي تقويم رومي را بهم زد و هفته را براساس هفت روز، در تقويم رسمي وارد نمود و يكشنبه را بعنوان تعطيل و استراحت عمومي تعيين كرد. با اضافه شدن هفته، نظم تقويم ابداعي ژوليوس سزار بهم خورد و مردم مجبور شدند كه جداولي براي تعيين روزهاي هفته تهيه نمايند. از اين زمان به بعد بي نظمي روزهاي هفته در تقويم ظاهر شد و در همين زمان بود كه تعيين دقيق عيد پاك مورد بحث قرار گرفت. تقويم جوليوس كه بر مبناي 365 روز و 6 ساعت است كمي طولاني تر از سال خورشيدي واقعي است. اين اختلاف حدود 11 دقيقه و 14 ثانيه به مرور زمان باعث گرديد كه اول بهار به ماه آخر زمستان نقل مكان نمايند. در زمان پاپ گريگوري سيزدهم در سال 1582 بعد از ده سال مطالعه با محاسبه رياضي و نجومي تقويم از 21 مارس به 11 مارس عقب برده شد و فصلها بجاي اصلي خود برگشته شدند.
اين اصلاحات انجام شده توسط گريگوري مورد قبول كشورهاي كاتوليك رومي واقع گرديد ولي كشورهاي پروتستان تا مدتها از پذيرفتن اين تغيير خودداري مي كردند. كشور انگلستان و مستعمراتش نيز بعد از مدتها خودداري، بالاخره در سال 1752 تقويم گرگوري را پذيرفتند.
ابو علی سینا
ابو علی سینا یکی از معروفترین دانشمندان ایرانی است که سالها قبل کتابهایش در دانشگاههای اروپایی تدریس می شدند . او فیلسوف ، پزشک، ریاضی دان و منجم بود.
ابو علی سینا در سال 370ه-ق در یکی از توابع بخارا به دنیاآمد. مادرش نام او را حسین گذاشت. ابو علی سینا یا ابن سینا،ملقب به شرف الملک و شیخ الرءیس، از پنج سالگی شروع به درس خواندن کرد. او در بخارا نزد ابوعبدالله ناتلی منطق و پزشکی و ریاضی را فراگرفت. هفده ساله بود که نوح بن منصور سامانی را درمان کرد و با این عمل موجب شد که کتابخانه سلطنتی در اختیارش قرار گیرد. در بیست و دو سالگی پدرش را از دست داد. در همین ایام دولت سامانی رو به انقراض بود و غزنویان بر بخارا دست یافتند. در ان زمان سلطان محمود دانشمندان را به دربار خود فرا می خواند. ابو علی سینا از این امر سر باز زد و به گرگانج رفت و به خدمت خوارزمشاه علی بن مأمون و سپس به خدمت جانشین او مأمون بن محمد پیوست و نزد انان تقرب یافت.
پس از ان که محمود غزنوی بر خوارزم تسلط یافت، او پنهانی خوارزم را ترک گفت و سپس به فسا و ابیورد و طوس و گرگان رفت. در بازگشت از گرگان، ابو عبید جرجانی به خدمت او پیوست. ابو علی سینا سفرهای بسیاری کرد تا این که در سال 404 ه-ق به ری رفت. بعد از 405 ه-ق به قزوین و سپس به همدان نزد شمس الدوله دیلمی رفت و وزیر شمس الدوله دیلمی شد. پس از مرگ شمس الدوله ، جانشین او سماءالدوله ، ابن سینا را زندانی کرد. اندکی بعد، پس از ان که غرامتی را که سماءالدوله مقرر کرده بودپرداختند، از زندان ازاد شد و به اصفهان نزد علاءالدوله رفت و در انجا مورد احترام قرار گرفت و به تدریس و تألیف پرداخت.سرانجام در سفری که با علاءالدوله به همدان رفت، بر اثر بیماری قولنج در گذشت.
ابو علی سینا با دانشمندان بزرگ دیگری نیز در ارتباط بود. او در خوارزم با ابوریحان بیرونی، ابو سهل مسیحی و ابو نصر عراقی ارتباط داشت. از شاگردان ابو علی سینا می توان به ابو الحسن بهمنیار ، ابن مرزبان، ابن زیله، ابو عبید و معصومی اشاره کرد.
از تیزهوشی ابو علی سینا حکایتها نقل کرده اند،اما او از بیان گفتار زشت و سخنان تند نسبت به فضلای معاصر خود و گاهی قدما ترس و واهمه نداشت. تا جایی که در سؤال و جوابهای علمی با ابوریحان سخنان درشتی بر زبان راند.
در شرق، ابو علی سینا به عنوان فیلسوفی بزرگ و در غرب به عنوان پزشک شهرت دارد. در زمان حیات،بو علی را کافر می خواندند، در حالی که وی اولین کسی است که در اسلام کتب جامع و منظم فلسفه نگاشته است.
او اولین دانشمندی است که در ایران بعد از اسلام درباره تعلیم و تربیت آثاری نوشته است .از آثار فلسفی ابو علی سینا میتوان به دانشنامه علاءی و مبدأ و معاد اشاره کرد و نظریات تربیتی او در 3 کتاب و به زبان عربی و بنام رساله تدابیر المنازل ، فن سوم از کتاب اول قانون و کتاب شفا آمده اند. کتاب قانون او در طب است .
آرامگاه ابو علی سینا در شهر همدان است.
هیچ دانش آموزی نیست که نام ابوریحان بیرونی برایش نا آشنا باشد او دانشمند،ریاضی دان، منجم،جغرافی دان و فیلسوف و جهان گردی بزرگ بود. ابوریحان از مردم خوارزم بود و چون در بیرون از شهر خوارزم بدنیا آمد ،به بیرونی معروف شد.
ابوریحان در سال 362 هجری قمری چشم به جهان گشود. او اوایل عمر را در خوارزم گذراند و سپس چند سالی در دربار شمس المعالی قابوس وشمگیر بعد به خوارزم برگشت.
او در زمان لشکر کشی سلطان محمود غزنوی به خوارزم در آنجا بود و همراه سلطان محمود به غزنه و سپس در جریان لشگر کشی سلطان محمود به هندوستان رفت .
ابوریحان در هندبه معاشرت با دانشمندان هندی پرداخت و زبان سانسکریت را اموخت. طی این مدت به تالیف کتاب تحقیق ماللهند همت گماشت.
وی دانشمندی بود محقق و نکته سنج افکارش تازه و نو بودند و به دانشمندان کنونی بیشتر نزدیک بود تا به دانشمندان نسل خودش او در زمان حیاتش با بو علی سینا نیز آشنا شد و مدتی را با هم به تحقیق و آزمایش پرداختند.
از تحقیقهای او میتوان به گندمهایی که به تساعد هندسی در خانه های شطرنج قرار داده میشوند. ساده کردن تصویر جسمها برای تسطیح کره، تعیین دقیق عرض و طول جغرافیای شهرها اشاره کرد.
او ثابت کرد که زمین کروی است.
در هنگام مرگ هم دست از دانش اندوزی بر نداشت و هنگامی که در بستر مرگ بود از دوست و همکارش تقاضا کرد که مساله ای علمی را که زمانی با هم درمورد آن تحقیق میگردند باز گوید.
هنگامی که دوستش با تعجب به او گفت: اکنون چه وقت پرسیدن این مطلب است؟ ابوریحان پاسخ داد: این مساله را بدانم و بمیرم یا نا دانسته و نادان بمیرم؟
ابوریحان بیرونی در سال 440 ه.ق و در سن 70 سالگی در غزنه در گذشت.
ابوحفض یا ابوالفتح غیاث الدین عمر بن ابراهیم نیشابوری مشهور به خیام،از برجسته ترین حکما و ریاضیدانان جهان اسلام در سال 429 ه ق در نیشابور به دنیا آمد. وی همچنین شاعر معروف ایرانی در قرنهای پنج و شش است. خیام در نیشابور به دنیا آمد. بعد ها به دلیل آنکه پدرش خیمه دوز بود به خیام معروف شد. کمتر می نوشت و شاگرد می پذیرفت،با این حال به عنوان استاد علوم مورد احترام دانشمندان هم عصر خود بود. وی برای کسب دانش به خراسان و عراق نیز سفر کرد. به واسطه تبحر و دانش عظیمی که در ریاضیات و نجوم داشت،از سوی ملکشاه سلجوقی فراخوانده شد. ملکشاه به او احترام می گذاشت و خیام نزد او قرب و منزلت ویژه ای داشت.او بنا به خواست ملکشاه در ساخت رصدخانه ملکشاهی و اصلاح تقویم با سایر دانشمندان همکاری داشت.حاصل کارش در زمینه تقویم جلالی آن است که هنوز اعتبار و رواج دارد و تقویم او از تقویم گریگوریابی دقیق تر است.
در حدود 12 اثر از خیام در علم و فلسفه به جای مانده است،اما همین آثار اندک،وی را در سراسر جهان به شهرت رسانده است.از دیگر آثار او می توان به رسلة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس،رساله فی البراهین علی المسائل الجبر و المقابله(جبر خیام)،میزان الحکم رسالة الکون و التکلیف،الجواب عن ثلاث مسائل الضیاء العقلی،رسالة فی الوجود، رسالة فی کلیة الوجود، نوروز نامه و کتاب الزیج الملکشاهی که به رومی نیز ترجمه شده است.
اشعار خیام بیشتر به زبان پارسی و تازی هستند. مضمون عمده رباعیات خیام شک و حیرت، توجه به مرگ و فنا و تذکر در مورد مغتنم شمردن عمر آدمی است.
خیام در سال 517 ه ق چشم از جهان فرو بست. وی را در زادگاهش نیشابور به خاک سپردند.
قبل از دوره اسلامي :
اسكيلاس- دوره هخامنشي (زمان حكومت داريوش از سال 486- 521 ق.م.) دريا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات
ستاسپ- دوره هخامنشي ( زمان حكومت خشايار شاه 2466-486 ق.م.) دريا نورد و مكتشف
بوبراندا-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس
آرتاخه-دوره هخامنشي (زمان خشايار شاه) مهندس و سازنده كانال آتوس
استانس- دوره هخامنشي شيميدان و استاد دموكريتوس
برازه- دوره ساساني (زمان فرمانروائي اردشير( 241-226 م) مهندس و احيا كننده شهر فيروز آباد
برانوش- دوره ساساني- سازنده شادروان شوشتر
فرغان- دوره ساساني- سازنده تاق كسرا
جهن برزين- دوره ساساني - سازنده تخت (تاقديس)
شيده- دوره ساساني - سازنده كاخ خورنق
ابولؤلؤ(فيروز) - قاتل عمربن خطاب (خليفه اعراب و متجاوز به ايران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسياهاي بادي
دوره اسلامي :
روزبه - دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهاي بصره و كوفه
يعغوب بن طارق- (مرگ در 796 م / 180 ه )احتمالا از نژاد ايراني ستاره شناس
نوبخت - ( مرگ 770776 م / 171-170 ه) ستاره شناس و مهندس ايراني كه تحت سر پرستي خالد بن برمك كه وي نيز ايراني بود طرح بغداد را انجام داد
ماشاءالله (مناسه) - ( مرگ در 815 يا 820 م ) يهودي ايراني الاصلي كه در پروژه شهر بغداد با نوبخت همكاري ميكرد
ابوسهل فضل بن نوبخت - ( مرگ در 816-815 م / 201-200 ه)از خاندان نوبختي ستاره شناس و كتابدار هارون الرشيد
ابو موسي جابرين حيان - در 160 هجري قمري در كوفه بر آمد - اهل توس ، شيميدان و كاني شناس و ستاره شناس
بنو موسي ( محمد ، احمد و حسن ) - سده سوم هجري - خراساني الاصل ، مهندس مكانيك ، هندسه دان ، و رياضي دان
ابو سعيد ضرير جرجاني (گرگاني ) مرگ در ( 846-945 م /232-231 ه) ستاره شناس و رياضي دان
سهل طبري - در اوايل سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد - اهل طبرستان ( تبرستان ) ستاره شناس وپزشك
احمدبن محمد نهاوندي ( مرگ در 835 تا 845 م / 221 تا 231 ه) - در جندي شاپور بر آمد - ستاره شناس م مؤلف زيج
يحيي بن ابي منصور ( مرگ در 831 م / 216 ه ) از نژاد ايراني كه در بغداد بر آمد ستاره شناس و مؤلف زيج، نوه اش هارون بن علي هم ستاره شناس و مؤلف زيج بود
خالد بن عبدالملك مرورودي - اهل مرورود در خراسان بزرگ - در زمان مامون خليفه عباسي بر آمد - ستاره شناس بود و پسرش محمد و نوه اش عمر هم منجم بودند
ابوالعباس احمد بن محمد بن كثير فرغاني - اهل فرغانه در ماوراء النهر (ورا رود ).در زمان مامون برآمد - ستاره شناس و نظريه پرداز نجومي
عمربن فرخان طبري - ( مرگ در 815 م / 200 ه) از مردم طبرستان - ستاره شناس و معمار
محمد بن عمربن فرخان طبري - پسر شخص بالا درآغاز سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس و مؤلف نجوم
ابو معشر جعفر بن محمد بن عمر بلخي - ( 272 - 172 ه ) ( 886- 786 م ) اهل بلخ در خراسان بزرگ - ستاره شناس و نظريه پرداز در نجوم .
سهل بن بشر ( يا سهل بن حبيب بن هاني ) - در نيمه اول سده نهم ميلادي ( سده سوم هجري ) در خراسان بر آمد . ستاره شناس و منجم
علي بن سهل بن طبري- ( سده نهم ميلادي / سده سوم هجري ) مؤلف فردوس الحكمه در طب و هوا شناسي ، نجوم
محمد بن عيسي ماهاني ( مرگ در 874 تا 884 ميلادي / 261 تا 271 ه ) اهل ماهان كرمان ، رياضي دان و ستاره شناس و مهندس .معادله درجه سوم موسوم به معادله ماهاني از اوست
فضل بن حاتم نيريزي -( مرگ در 922 م / 310 ه ) رياضي دان ، هندسه دان و ستاره شناس
ابوبكر حسن بن خصيب - در اواخر سده نهم ميلادي ( سوم هجري ) بر آمد . ستاره شناس از نژاد ايراني بود
ابوبكر زكرياي رازي - ( مرگ در 924- 923 م / 312 - 311 ه ) فيزيك دان ، شيمي دان و پزشك و مهندس و فيلسوف - كاشف الكل
احمد بن داوود دينوري ( 210 / 200 تا 282 ه 825 - 815 تا 895 م ) در دينور اصفهان بر آمد . ستاره شناس ، مورخ ، رياضي دان ، گياه شناس و لغت نويس
ابو نصر محمد فارابي .(340/339- 258/257 ه51/950-71/870 م) زاده فاراب تركستان -فيزيكدان،موسيقي شناس،فيلسوف ايراني
احمدبن سهل بلخي(934م/323ه) زاده شاستيان بلخ ،رياضيدان وجغرافي دان
مطهر بن طاهرمقدسي-(356ه 966م) دربست سيستان برآمد- دايره المعارف نويس وبازگوكننده اعداد بزرگ هندي
يقبوب بن محمد رازي-كه ابن نديم وي رااز مهندسان و محاسبان دانسته است
استخري(اصطخري)- وي را نيزابن نديم از محاسبان ومهندسان بشمار آورده است
محمد بن لره- اهل اصفهان بوده ودر فهرست ابن نديم در زمره مهندسان و محاسبان بشمار آورده شده است
محمد بن احمد كاتب خوارزمي- از دايره المعارف نويسان سده چهارم هجري است.كاتب مفاتيح العلوم وي شامل مباحثي در حساب،هندسه،نجوم،موسيقي،مكانيك و شيمي
اخوان الصفا- گروه از مهندسان و دانشمندان و فيلسوفان كه در سده دهم ميلادي( سده چهارم هجري) بر آمدند. بعضي از اعضاي اين گروه مخفي مثل ابو سليمان محمد بن بشير بستي مقدسي، ابو الحسين علي بن هارون زنجاني و محمد بن احمد نهرجوري ايراني بوده اند آنان دايره المعارفي شامل كليه شعب معرفت پديد آوردند
ابو جعفر خازن زاده خراسان( مرگ در 350/360/ه961/ 971 م) رياضي دان و ستاره شناس
ابو الفتح اصفهاني- رياضيدان سده چهارم هجري
ابو سهل ويجي بن رستم كوهي-(سده چهارم هجري) اهل طبرستان ، رياضي دان،مهندس، ستاره شناس. وي رهبر ستاره شناسان در رصد خانه اي بود كه شرف الدوله ديلمي ساخته بود
ابو سعيد احمد سنجري- (415-340ه)(1024-951م) رياضي دان
عبدالرحمن بن عمر صوفي رازي زاده ري(376-291ه)(986-903م) ستاره شناس
ابو نصر محمد بن عبدالله(كلو اذاني)- از دودمان اردشير بابك كلواذاني(تولدش پيش از سال سيصد هجري) از جمله رياضي دانان
ابو حامد احمد بن محمد صاغاني-(مرگ در 380ه 990 م) از مردم صاغان مرو ، رياضيدان- ستاره شناس، مخترع و سازنده اسطرلاب و ديگر ابزارهاي نجومي
ابو الرضا عباس بوزجاني- ( 388/387-329ه)(998/997-940م) زاده بوزجان در حوالي نيشابور ، رياضيدان، هندسه دان، مهندس، ستاره شناس و نظري پرداز در نجوم
ابو منصور موفق-(سده چهارم هجري) شيمي دان و دانشمند و علم مواد
ابو نصر اسمعيل بن حماد جوهري-(مرگ در 393ه 1002م) زاده فاراب و مقيم نيشابور. لغت نويس و مبتكرانديشه هاي پرواز
فارابي،ابو نصر(مرگ در 340/339 هجري يا 951/950م) دانشمند و فيلسوف ، در طبقه بندي علوم و در تبيين قوانين صوت و در تعريف دانش ها نقش عمده اي داشت
ابوريحان محود بن احمد بيروني- ( 440-363 هجري)(1048-973 م) ايراني نژاد زاده خوارزم، رياضيدان،زمين شناس، جغرافي دان،جهانگرد، فيلسوف،و نظريه پرداز در علوم طبيعي ودانشمند علوم تجربي
ابو علي حسين بن عبدلله بن سينا- (427-370 هجري)(1037-980 م) زاده افشنه در بخارا كه در همدان درگذشت. رياضيدان،زمين شناس،فيزيكدان،پزشك، فيلسوف
ابوبكر محمدبن حسن حاسب كرجي-( مرگ در 421/420 هجري 1030/1029 م) رياضيدان ايراني صاحب كتاب نسوي نامه
عمر بن ابراهيم خيامي (عمر خيام)(517/516-440/430هجري)(1124/1123-1048/1038 ميلادي) زاده نيشابور ،رياضيدان،ستاره شناس،شاعر و فيلسوف
عبدالرحمن خازني-فيزيك دان و مخترع برآمده در خراسان بزرگ در ابتداي سده ششم هجري
ابوبكر علي بن محمد خراساني - شيميدان ايراني كه بقول ابن نديم و بگفته كيمياگران به كيميا دست يافت
بديع اسطرلابي(مرگ در بغداد در 1140/1139 م) اهل اصفهان- ستاره شناس و سازنده اسطرلاب
محمد بن احمد خرقي-(مرگ در مرو در 1139/1138م) ستاره شناس، جغرافي دان ايراني كه نظريه اي در باب چگونگي حركت ستارگان نيز ارائه داده است
مويد الدين طغراني(مرگ در 1112/1111م) زاده اصفهان - شاعر و شيميدان ايراني
عبدالملك بن محمد شيرازي- رياضيدان و ستاره شناسي كه در نيمه دوم سده دوازدهم ميلادي(ششم هجري) برآمد
محمد بن ابوبكر فارسي-رياضيدان و ستاره شناس ايراني نيمه دوم سده سيزدهم ميلادي(هفتم هجري)
المظفر-(سده ششم هجري) اهل توس ،مخترع گونه اي از اسطرلاب خطي
نصرالدين طوسي-( 672-598 هجري) اهل توس ، رياضيدان، ستاره شناس،دانشمند علم مواد
قطب الدين شيرازي-(1236-1311م)-رياضيدان،ستاره شناس، نور شناس، پزشك، فيلسوف ايراني
محمد ابن اشرف شمس قندي- رياضيدان و ستاره شناس سده سيزدهم ميلادي (هفتم هجري)
شمس الدين محمد بن ايوب دينسري-(سده هفتم هجري)- دايره المعارف نويس و نگارنده كتاب نوادر التبا در لتحفه البهادر كه شامل مباحثي از علوم طبيعي است
غياث الدين جمشيد محمد طبيب ( الكاشي) - (790-832 هجري قمري) از مردم كاشان، رياضيدان و محاسب
محمد حافظ اصفهاني (نتيجه الدوله) سده دهم هجري ، مولف رساله هايي در انواع دستگاههاي مكانيكي
حسين معمار-معمار بقعه هارون در سال 918هجري
بهاالدين عاملي-(1031-953هجري) رياضيدان، معمار، فيلسوف
احمد معماري لاهوري و برادرش استاد حميد لاهوري- سده يازدهم هجري معماران ايراني سازنده تاج محل در هندوستان
از طرف اهالی محترم باویل
بسم الله الرحمن الرحیم
دعايى براى جلب رزق و روزى:
اَللّهُمَّ ارْزُقْنى مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ الْحَلالِ الطَّيِّبِ، رِزْقاً واسِعاً حَلالاً
خدايا روزيم گردان از فضل وسيع و حلال و پاكيزه ات روزى وسيع حلال
طَيِّباً،بَلاغاً لِلدُّنْيا وَالاْخِرَةِ،صَبّاً صَبّاً هَنيئاً مَريئاً،مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَلا مَنٍّ مِنْ
پاكيزه اى كه رساننده دنيا و آخرت باشد ريزان ريزان گوارا دلچسب بدون رنج و بدون منّت از
اَحَد مِنْ خَلْقِكَ، اِلاَّ سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ، فَاِنَّكَ قُلْتَ: وَاسْئَلُوا اللهَ مِنْ
هيچ يك از خلق خود جز فراخى از فضل وسيعت زيرا تو گفتى خدا را از فضلش
فَضْلِهِ.فَمِنْ فَضْلِكَ اَسْئَلُ،وَمِنْ عَطِيَّتِكَ اَسْئَلُ، وَمِنْ يَدِكَ الْمَلاَْى اَسْئَلُ.(1)
درخواست كنيد پس من از فضل تو درخواست كنم و از عطايت درخواست كنم و از دست پُرت خواستارم
با تشکر شورای اسلامی و دهیاری باویل سفلی
از تمامی جوانان عزیر باویل دعوت می شود در مسابقه دو میدانی که به مناسبت دهه فجر روز جمعه ۲۱ بهمن ماه ۹۰ ساعت ۱۰ صبح برگزار می شود شرکت کنند قبلا از تمامی شما جوانان عزیز بابت شرکت در این مسابقه کمال تشکر و قدر دانی را داریم
با تشکر شورای اسلامی و دهیاری باویل سفلی
نقش امام خمینی(رحمت الله علیه) در رهبری انقلاب اسلامی
نويسنده: علامه شهیدمرتضی مطهری(رحمت الله علیه)
از نظر رهبری این طور نبود که روز اول کسی خود را کاندیدا بکند و بعد مردم به او رأی بدهند و او را به رهبری انتخاب کنند و بدنبال آن، رهبر برای مردم تعیین خط مشی کند.واقعیت اینست که گروههای زیادی ـ از آنها که احساس مسئولیت میکنند ـ تلاش کردند که رهبری نهضت را بعهده بگیرند ولی تدریجا همه عقب رانده شدند و رهبر خود به خود انتخاب شد.شما در نظر بگیرید که چه تعداد از قشرهای مختلف، مثلا از روحانیون ـ چه از مراجع و یا غیر مراجع ـ و یا از غیر روحانیون چه گروههای اسلامی و چه غیر اسلامی، در این انقلاب شرکت داشتند.در این نهضت افراد تحصیلکرده، افراد عامی، دانشجو، کارگرها، کشاورزان، بازرگانان همه و همه شرکت داشتند ولی از میان همه این افراد مختلف، تنها یک نفر، به عنوان رهبر انتخاب شد، رهبری که همه گروهها او را برهبری پذیرفتند.اما چرا؟ آیا بدلیل صداقت رهبر بود؟ بیشک این رهبر صداقت داشت ولی آیا صداقت منحصر بشخص امام خمینی بود و کسی دیگر صداقت نداشت؟ البته میدانیم که چنین نیست و صداقت منحصر به ایشان نبود.آیا بدلیل شجاعت رهبر بود و اینکه تنها ایشان فرد شجاعی بودند و غیر از ایشان رهبر صدیق و صادق و شجاع دیگری وجود نداشت؟ البته کسان شجاع دیگری نیز بودند.آیا به این دلیل بود که ایشان از یک نوع روشن بینی برخوردار بودند و دیگران فاقد این روشنبینی بودند؟ آیا بدلیل قاطعیت رهبر بود و دیگران فاقد قاطعیت بودند؟ میدانیم که قاطعیت منحصر به ایشان نبود.درست است که همه این مزایا باعلی درجه در ایشان جمع بود، ولی چنین نیست که این مزایا ـ لا اقل با شدت و گسترش کمتر ـ در دیگران نبود، پس چه شد که جامعه خودبخود ایشان را، و فقط ایشان را به رهبری انتخاب کرد و هیچ فرد دیگری را در کنار ایشان به رهبری نپذیرفت؟پاسخ این سؤال برمیگردد به یک سؤال اساسی که در فلسفه تاریخ مطرح میشود و آن این است که آیا تاریخ شخصیت را میسازد و یا شخصیت تاریخ را، آیا نهضت رهبر را میسازد و یا رهبر نهضت را؟ اجمالا میدانیم که نظریه صحیح در این مورد اینست که، یک اثر متقابل میان این دو، یعنی میان نهضت و رهبر است.میباید از یک طرف یک سلسله مزایا و امتیازات در رهبر باشد و از طرف دیگر نیز خصوصیاتی در نهضت وجود داشته باشد. مجموع این شرایط است که فرد را بمقام رهبری میرساند.امام ـ خمینی به این علت رهبر بلا منازع و بلا معارض این نهضت شد که علاوه براینکه واقعا شرایط و مزایای یک رهبر در فرد ایشان جمع بود، ایشان در مسیر فکری و روحی و نیازهای مردم ایران قرار داشت.حال آن که دیگران ـ آنها که برای کسب مقام رهبری نهضت تلاش میکردند ـ به اندازه ایشان در این مسیر قرار نداشتند.معنی این سخن این است که امام خمینی با همه مزایا و برتریهای شخصی که دارد اگر اهرمهائی که روی آنها دست میگذاشت و فشار میداد و جامعه را به حرکت درمیآورد، از نوع اهرمهائی بود که دیگران روی آن فشار میآوردند و اگر منطقی که ایشان بکار میبرد نظیر منطق دیگران بود، امکان نداشت ایشان در بحرکت درآوردن جامعه موفقیتی کسب کند (1).اگر امام عنوان پیشوائی مذهبی و اسلامی را نمیداشت و اگر مردم ایران در عمق روحشان یک نوع آشنائی و انس و الفتی با اسلام نداشتند و اگر عشقی که مردم ما با خاندان پیامبر دارند وجود نمیداشت و اگر نبود که مردم حس کردند که این ندای پیامبر و ندای حضرت علی (علیه السلام) و یا ندای امام حسین (علیه السلام) است که از دهان این مرد بیرون میآید، محال بود نهضت و انقلابی به این وسعت در مملکت ما بوجود آید.رمز موفقیت رهبر در این بود که مبارزه را در قالب مفاهیم اسلامی به پیش برد.ایشان با ظلم مبارزه کرد ولی مبارزه با ظلم را با معیارهای اسلامی مطرح کرد، امام از طریق القای این فکر که یک مسلمان نباید زیر بار ظلم برود، یک مسلمان نباید تن بهاختناق بدهد، یک مسلمان نباید به خود اجازه دهد که ذلیل باشد، مؤمن نباید زیر دست و فرمانبر کافر باشد (2) ، با ظلم و ستم و استعمار و استثمار مبارزه کرد، مبارزهای تحت لوای اسلام، و با معیارها و موازین اسلامی.از جمله اقدامات اساسی این رهبر، مخالفت جدی و دامنه ـ دار با مسئله جدائی دین از سیاست بود.شاید فضل تقدم در این زمینه با سید جمال باشد.سید جمال شاید نخستین کسی بود که احساس کرد اگر بخواهد در مسلمانان جنبش و حرکتی ایجاد کند باید به آنها بفهماند که سیاست از دین جدا نیست، این بود که او این مسئله را بشدت در میان مسلمین مطرح کرد، بعدها استعمار ـ گران تلاش زیادی کردند تا در کشورهای مسلمان رابطه دین و سیاست را قطع کنند.از جمله این تلاشها، طرح مسئله ایست بنام «علمانیت» (3) که بمعنی جدائی دین از سیاست است.بعد از سید جمال در کشور ـ های عربی و بخصوص در مصر افراد زیادی پیدا شدند که با تکیه بر قومیت و در لباس ملی گرائی، عربیزم، و پان عربیزم به تبلیغ فکر جدائی دین از سیاست پرداختند.اخیرا هم شاهد بودید که انور ـ سادات همین مسئله را باز بار دیگر مطرح کرد، انور سادات در نطقهای اخیرش بخصوص بر این نکته تأکید میکرد که دین مال مسجد است و باید کار خود را در آنجا انجام دهد، مذهب اصولا نباید کاری به مسائل سیاسی داشته باشد.در جامعه ما نیز این مسائل زیاد مطرح شده بود بطوریکه مردم تقریبا آن را پذیرفته بودند، اما همه دیدیم که وقتی از زبان یک مرجع تقلید، از زبان کسی که مردم، با وسواس کوشش میکنند تا کوچکترین آداب مذهبی خود را با دستورهای او منطبق بکنند، در کمال صراحت بیان شد که دین از سیاست جدا نیست و به مردم خطاب شد که اگر از سیاست کشور دوری کردهاید، در واقع از دین دوری کردهاید، مردم چگونه به جنب و جوش افتادند و بنوعی بسیج عمومی اقدام کردند .و یا در نظر بگیرید که مسئله آزادی و آزادی خواهی در جامعه با شدت مطرح بود، با این حال چندان تأثیری در حال مردم نداشت.ولی وقتی همین مسئله از زبان رهبر مطرح شد، یعنی کسی که رهبر دینی و مذهبی است، مردم برای اولین بار دریافتند که آزادی یک موضوع صرفا سیاسی نیست، بلکه بالاتر از آن یک موضوع اسلامی است و این نکته روشن شد که یک نفر مسلمان باید آزاد زیست کند و باید آزادیخواه باشد.در چند سال اخیر مسائلی در ایران بوجود آمد که از جنبه ـ های اقتصادی و سیاسی اهمیت چندانی نداشت، ولی از جنبه مذهبی آنهم از نظر شعائر مذهبی مهم بود و خود این مسائل در اوج دادن به نهضت نقش مؤثری داشتند.مثلا یکی از اشتباهات بسیار بزرگ عوامل رژیم این بود که بدلیل غرور فوق العادهای که برایشان حاصل شده بود در اواخر سال 55 تصمیم گرفتند که تاریخ هجری را به تاریخ به اصطلاح شاهنشاهی تبدیل کنند.اینکه تاریخ هجری باشد یا شاهنشاهی، از نظر اقتصادی و سیاسی تأثیر چندانی در حال مردم نداشت.ولی همین مسئله بشدت عواطف مذهبی مردم را جریحهدار کرد و وسیله خوبی برای کوبیدن رژیم بدست رهبر داد.رهبر بلافاصله با طرح این شعار که چنین عملی دشمنی با پیغمبر و دشمنی با اسلام است و معادل است با قتل عام هزاران نفر از عزیزان این مردم، موفق شد در مردم عصیان ایجاد کند و از تحریک وجدان اسلامی آنها به بهترین نحو در جهت پیشبرد نهضت بهرهبرداری نماید.بنابراین با بررسی مسئله رهبری و کیفیت و نحوه آن، و با در نظر گرفتن اینکه مردم در میان افراد زیادی که صلاحیت رهبری داشتند کدام رهبر را انتخاب کردند (4) و با بررسی و تحلیل مسیری که این رهبر طی کرد و اهرمهائی که روی آنها تکیه نمود و منطقی که به کاربرد، به این نتیجه روشن و آشکار میرسیم که نهضت ما واقعا یک نهضت اسلامی بوده است.با آنکه نهضت از سوئی خواهان عدالت بود و از سوئی دیگر در جستجوی آزادی و استقلال، ولی عدالت را در سایه اسلام میخواست و استقلال و آزادی را در پرتو اسلام جستجو میکرد، و به عبارت بهتر نهضت ما همه چیز را با رنگ و بوی اسلامی طلب میکرد این، همان جهت مورد خواست و میل ملت بود. (5)تحلیل ماهیت این انقلاب از تحلیل رهبری انقلاب جدا نیست و این مسئله در ارتباط با مسئله خودیابی ملت ما مطرح میشود.باید پرسید که چه شد امام خمینی رهبر مطلق شد، آن چنان که حتی آنهائیکه از نظر ایده و هدف در قطب مخالف ایشان جای داشتند، چارهای جز اذعان به رهبری ایشان نداشتند.چرا سخنان امام اینهمه موج میآفرید؟ چرا اعلامیههای ایشان با نبودن امکانات و وسائل و با بودن اختناقها و شکنجهها و خطر مرگها به سرعت در سراسر کشور پخش میشد؟بیشک از جان گذشتگی و مبارزه خستگی ناپذیر با ظلم و ظالم و دفاع سرسختانه از مظلوم، و صداقت و صراحت و شجاعت و سازش ناپذیری این رهبر در انتخاب او به مقام رهبری نقش داشته است، اما مطلب اساسی چیز دیگری است، و آن اینکه ندای امام خمینی از قلب فرهنگ و از اعماق تاریخ و از ژرفای روح این ملت برمیخاست، مردمیکه در طول چهارده قرن حماسه محمد، علی، زهرا، حسین، زینب، سلمان، ابو ذر...و صدها هزار زن و مرد دیگر را شنیده بودند و این حماسهها با روحشان عجین شده بود، بار دیگر همان ندای آشنا را از حلقوم این مرد شنیدند .علی را و حسین را در چهره او دیدند، او را آینه تمام نمای فرهنگ خود که تحقیر شده بود، تشخیص دادند.
امام خمینی چه کرد؟
او به مردم ما شخصیت داد.خود واقعی و هویت اسلامی آنها را به آنان بازگرداند.آنها را از حالت خود باختگی و استسباع (6) خارج کرد این بزرگترین هدیهای بود که رهبر به ملت داد، او توانست ایمان از دست رفته مردم را به آنها بازگرداند و آنها را به خودشان مؤمن کند.او با صراحت اعلام کرد که تنها اسلام نجات بخش شماست.او جهاد اسلامی را مطرح کرد، امر بمعروف و نهی از منکر را مطرح کرد، وظیفه نوعی و دینی و بالاخره اجر و پاداش شهیدان را مطرح کرد، و مردمی که سالها این آرزو را که در زمره یاران امام حسین باشند در سر میپروراندند و هر صبح و شام تکرار میکردند یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما بناگاه خود را در صحنهای مشاهده کردند آنچنانکه گویی حسین را بعینه میدیدند. مردم ما صحنههای کربلا، حنین، بدر، احد، تبوک، خیبر، و...را در جلوی خویش میدیدند و همین باعث شد که به پا خیزند و از سرچشمه عشق به خدا، وضو بسازند و یک سره بانک تکبیر بر هر چه ظلم و ستمگری است بزنند.
* 43 درصد از پژوهشگران ناسا ایرانی می باشند *
*پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا*
*فيروز نادري مدير برنامه اجرايي سياره مريخ در ايستگاه فضايي ناسا*
*حميد برنجي عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا*
*قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا !!*
*كاظم اميدوار عضو پژوهشگران ايستگاه فضايي ناسا*
*رضا غفاريان مهندس لابراتوار نيرو محركه جت ايستگاه فضايي ناسا*
*پروفسور پرویز معین رئیس موسسه مرکزی تحقیقاتی دانشگاه ناسا در آمریکا*
*پروفسور صمد حیاتی عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا*
*عبد الحميد كريمي در رابطه با ساخت موشك هاي فضايي در ناسا فعاليت دارند*
*خانم دكتر مقدم در آزمايشگاه پيشرانش جت در ناسا بر روي رادارها كار ميكند*
**درود بر تمامی هموطنانمان در همه جای دنیا که نام کشورمان را در عرصه علم درخشان می کنند**
دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبري
دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهاي اسلامي، مقطع رهايي ملت ايران و بخشي از تاريخ ماست كه گذشته را از آينده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدي دوباره يافت و اين دهه در تاريخ ايران نقطه اي تعيين كننده و بي مانند بشمارميرود. تا قبل از انقلاب اسلامي، در ايران نظام اسلامي وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ي «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعيت » بود وپادشاهان احساس ميكردند كه فاتحيني هستند كه بر مردم غلبه يافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالي عليه اين سلسله معيوب را قطع كردند و نقطه ي عطفي در تاريخ ايران بوجودآوردند و شمشير اسلام مردم را عليه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئينه اي است كه خورشيد اسلام در او درخشيد و اين دهه بايد با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. اين مراسم را با هيجانهاي عاطفي صحيح بايد با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گريه و شادي، حب و بغض و عشق و نفرت جايگاه والايي دارد. از اين رو جشنهاي دهه فجر مي بايستي همچون مراسم و اعياد مذهبي گرامي داشته شود و مردمي باشد. بايد كليه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ي فراموش نشدني حضرت امام و پيروزي انقلاب اسلامي را جشن بگيرند.
موقع طبیعیاسکو در دامنه رشته کوههای سهند غربی و سلطان داغی و ارشد داغی قرار گرفته است، کوه سلطان داغی در اوایل دوران چهارم زمین شناسی دارای بارگاه و سیرک یخچالی بوده و آثار فرسایش یخچالی در جبهه شمالیش نمایان است.
آب و هوای اسکو در تابستانها معتدل و در زمستانها سرد و یخ بندان است.
رود اسکوچای و آجی چای که از بلندیهای سهند روانند زمینها و باغهای این منطقه را سیراب می کنند.
درآمدکشاورزی و باغداری و تهیه و تولید انواع فرآوردههای کشاورزی و میوه و خشکبار از منابع مهم درآمد اهالی است.
مردم علاوه بر کشاورزی و باغداری و دامداری به کارهای داد و ستد و خدمات دولتی و کارهای کارگری و کارخانهای سرگرمند. دستگاههای ابریشم بافی مصنوعی و طبیعی، اسکو از اهمیت فراوانی برخوردار است و پارچههای آن میان زنان شاهسون ترکمن طرفداران بسیار دارد.
دامداری اسکو بواسطه مرتعهای سرسبز رونق دارد، زنبورداری آن نیز ارزش اقتصادی دارد.
پنجشنبه بازار اسکو، سه شنبه بازار خسروپرویز پراهمیت است.
آثار تاریخیخانههایی که در دل کوه در روستای کندوان کنده و محل سکونت عدهای از اهالی است ارزش تاریخی دارد.
قدیمیترین مآخذ نام اسکو کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور (714ق م) از اسکو بنام اسکوئیه سخن به میان آمده است.
حمدالله مستوفی این ناحیه را باویل رود خوانده و اسکو ی اسکویه را یکی از دهات آباد آن میداند که دارای 25 دیه است و باویل خسروشاه میلان و اسکو و فسقندیس از معظمان آن ناحیه است.
جمعیتدر سرشماری 1375شهر اسکو 14383 نفر جمعیت داشت که 7246 نفر مرد و 7137 نفر زن و 3806 خانوار بود.
سابقه تاریخی اسکواسکو از قدیمیترین و مهمترین بخشهای تبریز و آذربایجان است. کهنترین مآخذی که نام اسکو (اسکویه) در آن آمده شاید کتیبه سارگن دوم شاه آشور باشد، سارگن در ال 714 ق- م همراه سپاهیانش پس از تصرف ولایت اوئیشدیش و آبادیهای واقع در میان کوه اوآنوش و دریاچه ارومیه، به ناحیه اشکایا دس یافت و درین منطقه 115 آبادی را از میان برد.
اسکوی کنونی در دامنه غربی کوه سهند، قلعه مرزی اوراتوها بود. سارگن دوم کرانه شرقی دریاچه ارومیه را با آهنگی تند درنوردید اما مردم محل با افروختن آتش بر بلندیها، نزدیک شدن دشمن آشوری خود را خبر کردند؛ از اینرو مردم گریختند و درین لشکرکشی نخست اوشکایا (اسکو) اشغال شد و آنگاه روستاهای آن ویران گشت دیوار قلعه نگهبان چهار متر قطر داشت.
از دوران ماد تا پایان روزگار ساسانی، سخنی از اسکو به میان نیامده است. در کتابهای جغرافیانویسان نام شهرکی به نام اسکو دیده میشود، حمدالله مستوفی در قرن هشتم اسکویه یا اسکورا یکی از روستاهای بزرگ ناحیه باویل رود گفته.
از قرن هشتم به بعد همواره از آبادانی باویل رود و اسکو سخن فراوان به میان آمده است.
نخستین مدرسه اسکو در سال 1328 هـ ق گشایش یافت. اما این مدرسه در سال 1336 هـ ق بواسطه خشکسال و گرانسال تعطیل گشت.20
محققان اسکورا با اوشکایای کهن یکی میدانند (آروتونیان، 48512، دیاکونف، 216). چنانکه از مآخذ آشوری برمیآید، او شکایا شهری دارای قلعه بوده که در شرق دریاچۀ ارومیه و در دامنۀ کوه سهند قرار داشته است (اروتونیان، همانجاها). ضخامت باروی این دژ 8 ذرع گزارش شده است. (هرتسفلد،12). محققان معتقدند که جائی به نام او شکایا در ناحیه خور خور که در کتیبه آرگیشتی اول در شرح لشکرکشی سال دهم وی (777ق م) آمده است، همان او شکایا در مآخذ آشوری است (آروتونیان، 48). براساس سنگ نوشتههای متعلق به شاه آشور سارگن دوم (722 ق م)، در جریان حملۀ وی به حدود اورارتو، او شکایا که در آن هنگام دژ مرزی اورارتو بود، بدون پیکار به تصرف آشوریان درآمد و با شمار دیگری از روستاهای پیرامون آن به آتش کشیده شد (دیاکونف، همانجا). پس از آن نامی از او شکایا در منابع دیده نمیشود. در دوره اسلامی، حمدالله مستوفی در نزهة القلوب از اسکو به عنوان یکی از آبادیهای بزرگ ناحیه، باویل رود و در کنار باویل، خسروشاه، میلان و فسقندیس نام میبرد که در 4 فرسنگی تبریز قرار داشته است (ص90). در عالم آرای نادری اسکو از نقاط آباد آذربایجان معرفی شده است (مروی، 2/664). در جنبش مشروطه، مردم اسکو در کنارمردم تبریز با قوای دولتی و قزاقان روس به مبارزه برخاستند. (صفایی، 399).
برچسبها: باويل
شاید معروف ترین محصول باویل میوه گردو باشد که طرفداران زیادی در نقاط مختلف ایران دارد محصلات باویل چون از چشمه های طبیعی باویل آبیاری می شوند و آب خیلی تمیزی هست به همین دلیل سالم و مقوی هستند محصولات دیگری که می توان از آنها نام برد و طرفداران زیادی دارد زردآلو و بادام و انگور باویل می باشد و محصول دیگری نیز که تولید می شود و درختان زیادی در باویل دارد توت هست که میوه ای بسیار خوشمزه و مقوی هست از محصولات دیگر هم می شود از گیلاس ، هلو ، سیب ،آلوچه ، انار و غیره نام برد .
در باویل گندم و جو و انواع سبزی نیز کاشته می شود و خیار و گوجه هم کشت می شود.
باز هم تاکید می کنم معروف و مقوی بودن محصولت باویل به دلیل آبیاری این محصولات با آب تمیز چشمه ها می باشد
باویل دارای چند مسجد هست که شاید معروف ترینش مسجد جامع باویل سفلی باشد که با تکیه به کمک های مردمی و خیرین باویل در نقاط مختلف دنیا و ایران و اهالی خود باویل ساخته شده است که پذیرای مهمانان مخصوصا در ماه محرم هست.
مسجد مشهور دیگر باویل مسجد علی باغی هست که کسانی که در استان آذربایجان شرقی و مخصوصا تبریز و اسکو زندگی کرده باشند حتما احسانی که در شب تاسوعا و ظهر عاشورا داده می شود را شنیده اند که در این روزها دهکده عزیزمان پذیرای مهمانان زیادی از نقاط مختلف کشورمان هست .
مسنترین انسان جهان ۲۵۶سال سن دارد
لی چینگ یون یک مرد چینی است که بعد از ۲۵۶ سال زندگی ۲۳ زن و ۱۸۰ نوه دارد!
بولتن: لی چینگ یون از دنیا رفته اما بر اساس آخرین امار ها او مسن ترین انسان روی زمین بوده است!
خیلی ها راجع به نحوه ی زندگی کردن او و رژیم غذایی اش کنجکاو هستند.
راز و رمز یک زندگی طولانی چیست؟
مشاور لی چینگ یون راز داشتن یک زندگی طولانی را به او آموخته است : نداشتن استرس،آرام راه رفتن و خوب خوابیدن!
خود لی چینگ یون اعتراف کرده که در سال ۱۷۳۶ متولد شده و ۱۹۷ سال زندگی کرده،شما در سال ۱۹۳۰ یک استاد دانشگاه به نام وو چونگ در پرونده ای اثبات کرده که که لی در سال ۱۶۷۷ متولد شده!
منبع : مجله اینترنتی بانوان (پرداد)

